کسر جهشی (EF) سالهاست معیار اصلی سنجش عملکرد قلب است، ولی یک ضعف مهم دارد: تا وقتی آسیب به حدی نرسد که توان پمپاژ کلی را پایین بیاورد، طبیعی میماند. استرین طولی کلی — که با نام GLS شناخته میشود — همان آسیب را در مرحلهی زودتری میبیند.
تفاوت در چیست
GLS بهجای اینکه بپرسد «قلب چقدر خون بیرون میدهد»، میسنجد که خودِ عضله در هر ضربان چقدر کوتاه میشود. نرمافزار نقطههای ریز بافت را روی تصویر دنبال میکند (speckle tracking) و میزان تغییر شکل را به عدد درمیآورد. عضلهای که آسیب دیده، پیش از آنکه کسر جهشی افت کند، کمتر تغییر شکل میدهد.
چرا برای بیماران تحت شیمیدرمانی مهم است
بعضی داروهای مؤثر درمان سرطان — بهویژه آنتراسیکلینها و تراستوزوماب — میتوانند به عضلهی قلب آسیب بزنند. اگر این آسیب دیر تشخیص داده شود، ممکن است درمان سرطان متوقف شود یا نارسایی قلب ماندگار بماند.
GLS امروز روش پذیرفتهشده برای پایش همین وضعیت است. کاهش نسبی بیش از حدود ۱۵ درصد نسبت به اندازهگیری پایه، هشداری است که معمولاً پیش از هر تغییری در کسر جهشی ظاهر میشود و به تیم درمان فرصت میدهد زودتر تصمیم بگیرد.
به همین دلیل، اندازهگیری پیش از شروع شیمیدرمانی اهمیت دارد: بدون عدد پایه، مقایسهای در کار نیست.
کاربردهای دیگر
- تشخیص زودرس اختلال عملکرد در بیماریهای عضلهی قلب
- بررسی بیماران پرفشاری خون یا دیابت پیش از بروز علامت
- پیگیری بیماریهای ارتشاحی قلب مانند آمیلوئیدوز
انجام آزمون
از نظر بیمار تفاوتی با اکوی معمولی ندارد: بدون تزریق، بدون اشعه و بدون درد. تفاوت در کیفیت تصویربرداری و پردازش نرمافزاری پس از آن است. برای اینکه مقایسهها معتبر بماند، بهتر است اندازهگیریهای پیاپی در یک مرکز و در شرایط مشابه انجام شود.

